![]() |
![]() |
|
| www.chuchulu.blogfa.com |
|
سلام.خوبید؟مامان،بابا،آبجي،داداش،عمه،خاله،عمو،دايي،زن عمو،زن دايي،و........خوبند همگي؟
اول از همه ميخوام ازتون شكايت كنم كه افتخار نميديد تا يه نظر خشك و خالي واسه اپ هامون بذاريد!!!!!!!!!!!!!! خوب بيخيال انشاالله براي اين پست جبران ميشه ديگه!مگه نه؟؟؟!!! خوب بريم سراغ عكسها:
واما تصاويري از شكار لحظه ها در ايران!!!!!!(بريد ادامه مطلب،خيلي باحال من كه خودم كيف كردم!!!!!) ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت 22:23 توسط سیماوحميد |
|
|
سلام.خوبید؟ممنون که سرمیزنید و نظرای خوشگل خوشگل میدید..... امروز براتون یه مطلب تقریبا جالب دارم!حتما بخونبدش و نظر بدید که باهام موافقید یا نه!
عروس لوس: بع..........له! عروس زيادي مؤدب: با اجازه پدرم، مادرم، برادرم، خواهرم، دايي جون، عمه جون،...، زن عمو کوچيکه، نوه خاله عمه شکوه، اشکان کوچولو، ... ، مرحوم زن آقاجان بزرگه ، قدسي خانوم جون ، ... ، ... (اين عروس خانوم آخر هم يادش ميره بگه بله واسه همين دوباره از اول شروع ميکنه به اجازه گرفتن ... !)
عروس خارج رفته: با پرميشن گريت ترهاي فميلي ... اُ يس
عروس خجالتي: اوهوم
عروس پاچه ورماليده: به کوري چشم پدر شوهر و مادر شوهر و همه فک و فاميل اين بزغاله (اشاره به داماد) آره.... ( وضعيت داماد کاملا قابل پيش بيني است)
عروس هنرمند: با اجازه تمامي اساتيدم، استاد رخشان بني اعتماد، استاد مسعود کيميايي، ...، اساتيد برجسته تاتر، استاد رفيعي، ... ، مرحوم نعمت ا.. گرجي ، شير علي قصاب هنرمند، روح پر فتوه مرحومه مغفوره مرلين مونرو، مرحوم مارلين ديتريش، مرحوم مغفور گري گوري پک و ... آري مي پذيرم که به پاي اين اتللوي خبيث بسوزم چو پروانه بر سر آتش ...
عروس داش مشتي: با اجزه بروبکس مُجلي نيست من که پايه ام ...
عروس زيادي مؤمن و معتقد: بسم ا.. الرحمن الرحيم و به نستعين انه خير ناصر و معين ... اعوذ با... من شيطان رجيم يس و القرآن الحکيم .... الي آخر .... ( و در آخر ) نعم
عروس فمنيست: يعني چي؟! چه معني داره همش ما بگيم بله ... چقدر زن بايد تو سري خور باشه چرا همش از ما سؤال مي پرسن ! ... يه بار هم از اين مجسمه بلاهت (اشاره به داماد) بپرسين ... (اصولا اين قوم فمنيست جنبه ندارن که بهشون احترام بذارن و يه چيزي ازشون بپرسن ... فقط بايد زد تو سرشون و بهشون گفت همينه که هست مي خواي بخواه نمي خواي هم به درک.... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 18:52 توسط سیماوحميد |
|
|
سعي کنيد هرروز لباسهايتان را آپگريد کنيد داشتن موبايل شيک و جديد خيلي مهم است براي موبايلتان چند جلد بخريد تا بتوانيد موبايلتان را به سادگي با لباستان هماهنگ کنيد مدل مو خيلي مهم است هرچه در اين زمينه هزينه کنيد باز هم کم است هر روز چند کلمه جديد از ديکشنري استخراج کنيد تا به هنگام نياز به کار بگيريد اگر با کسي قرار ميگذاريد با نيم ساعت تاخير به سر قرار برويد وا ز خيابانهاي شلوغ گله کنيد مکالمات تلفني خود را به چند ثانيه خلاصه کنيد. خانومها بيشتر تمرين کنند در ميهماني چاي را با قند نخوريد بلکه با نوک قاشق کمي شکر ريخته و فقط دو بار به هم بزنيد و چاي را به يکباره نخوريد بلکه يک کم چاي بخوريد چند کلمه حرف بزنيد کمي چاي کمي حرف ..... و يوگا ورزش با کلاسي است حتما اين ورزش را ياد بگيريد هنگامي که کرايه ميدهيد هيچ وقت پول خرد ندهيد حتي المقدور تراول يا بيست هزار ريالي بدهيد هر روز يک روزنامه به زبان انگليسي خريده و هر کجا ميرويد همراهتان ببريد به کلاسهاي آموزش موسيقي رفته و هميشه کيف گيتار به دوشتان بياندازيد هميشه چوب اسکي و چوب گلف را در ماشينتان داشته باشيد در رستوران يا در ميهماني نصف کباب تان را ميل نکرده و در بشقاب دست نخورده باقي بگذاريد |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت 0:10 توسط سیماوحميد |
|
|
” چهارده خط براي زندگي“ يك دوستت دارم ، نه به خاطر شخصيت تو ، بلكه بخاطر شخصيتي كه من در هنگام با تو بودن پيدا ميكنم. دو هيچكس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه چنين ارزشي دارد باعث اشك ريختن تو نميشود. سه
چهار دوست واقعي كسي است كه دستهاي تو را نگيرد ولي قلب تو را لمس كند. پنج بدترين شكل دلتنگي براي كسي آن است كه در كنار او باشي و بداني كه هرگز به او نخواهي رسيد. شش هرگز لبخند را ترك نكن، حتي وقتي ناراحتي چون هر كس امكان دارد عاشق لبخند تو شود. هفت تو در تمام دنيا فقط يك نفر هستي ، ولي ممكن است براي بعضي افراد تمام دنيا باشي. هشت هرگز وقتت را با كسي كه حاضر نيست وقتش را با تو بگذراند، نگذران. نه شايد خدا خواسته است كه ابتدا بسياري افراد نامناسب را بشناسي و سپس شخص مناسب را، به اين ترتيب وقتي او را يافتي بهتر ميتواني شكر گزار باشي. ده به چيزي كه گذشت غم نخور، به آنچه پس از آن آمد لبخند بزن. يازده هميشه افرادي هستند كه تو را ميآزارند، با اين حال همواره به ديگران اعتماد كن و فقط مواظب باش كه به كسي كه تو را آزرده، دوباره اعتماد نكني. دوازده خود را به فرد بهتري تبديل كن و مطمئن باش كه خود را ميشناسي قبل از آنكه شخص ديگري را بشناسي و انتظار داشته باشي او تو را بشناسد. سيزده زياده از حد خود را تحت فشار نگذار، بهترين چيزها در زماني اتفاق ميافتد كه انتظارش را نداري. اين وبلاگ را براي كساني كه به هر دليل دوست تو هستند معرفي كن، حتي اگر آنها را هميشه نميبيني يا با آنها هميشه صحبت نميكني.. ولي به خاطر داشته باش: چهارده
گابريل گارسيا ماركز |
|
+ نوشته شده در
جمعه دهم مهر 1388ساعت 11:32 توسط سیماوحميد |
|
|
چندتا عکس نسبتا باحال واسه صفحتون!
|
|
+ نوشته شده در
جمعه سوم مهر 1388ساعت 21:1 توسط سیماوحميد |
|
|
شيوانا به همراه تعدادي از شاگردانش به قصد ديدن از مدرسه اي در بالاي كوهستان به راه افتادند. بعد از چند روز راهپيمايي به روستايي رسيدند كه مردي كنار جاده نشسته بود و به رهگذران به رايگان شربت و نوشيدني داغ ميداد و درمقابل از كساني كه از ارتفاعات مي امدند درمورد اب و هوا و اوضاع روستاهاي بالا دست سوال ميكرد. يكي از شاگردان شيوانا به خنده گفت:عجب مرد ساده لوحي است!؟سرمايه خود را به رايگان به ديگران ميدهد و درمقابل فقط از آنها خبر ميستاند! شيوانا تبسمي كرد و هيچ نگفت و به راه خود به سمت قله ادامه داد.دوهفته بعد از همان مسير شيوانا و شاگردانش برگشتند و دوباره به همان روستا رسيدند.باز همان مرد را ديدند كه به رهگذران شربت و نوشيدني داغ ميدهد و از اوضاع جوي و شرايط روستاهاي بالا دست سوال ميكند. شيوانا كنار مرد روي سنگي نشست و از او پرسيد:"اين سوالات كه ميپرسي به چه دردت ميخورند؟" مرد روستايي با لبخند گفت:"وقتي در روستاهاي بالادست باران مي آيد،اينجا در پاي كوه سيلاب به پا ميشود.من هرروز از رهگذران درمورد وضعيت آب و هوا سوال ميكنم تا بتوانم از اين سيلاب زمين هاي كشاورزي ام را سيراب كنم و از آسيب هاي سيل درامان بمانم.آب انبار ها و حوضچه ها را هم از همين سيلاب ها پر ميكنيم.دراين روستا خانواده ي ما ثروتمندترين است و دليلش هم فقط اطلاعاتي است كه از رهگذران ميگيرم.اين اطلاعات آنقدر ارزش دارد كه اگر به همه ي رهگذران شربت و نوشيدني بدهم بازهم ارزش آن را پرداخت نكرده ام." شيوانا نفسي عميق كشيد و به آن شاگردي كه قبل از اين مرد روستايي را ساده لوح خوانده بود گفت:"او سرمايه ي خودرا به رايگان به ديگران نميدهد.او هنر تبديل خبر به ثروت را پيدا كرده است.شربت و نوشيدني داغ باعث ميشود افراد ساده نگر فكر كنند اودر حال ازدست دادن ثروت خود است. اما اگر خوب دقت ميكرديد ميتوانستيد بفهميد كه او درحال به دست آودن يك ثروت بسيار گرانبهاتر و ارزشمندتر است. هر وقت درزنگي بااين قبيل اتفاقات مواجه شديد كه به نظر شما فهميدنش خيلي ساده است و تعجب كرديد چرا شخصي كه مرتكب آن ميشود مساله اي به اين سادگي را نميفهمد،بلافاصله سكوت كنيد و بينديشيد كه شايد اوهم مثل شما ميفهمد اما نكته ديگري را ميبيند كه شما از ديدن آن غافل هستيد. وقتي چيزي بيش از حد ساده و قابل فهم است،هشيار باشيد كه مبادا اين سادگي باعث شود شما از ديدن نكته اصلي غافل شويد." |
|
+ نوشته شده در
جمعه سوم مهر 1388ساعت 20:48 توسط سیماوحميد |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
جمعه سوم مهر 1388ساعت 9:35 توسط سیماوحميد |
|
|
سلام برای اینکه وبلاگ یا سایت شما رو از تمام دنیا بتونن پیدا کنن باید اون سایت رو تو موتورهای جستجو ثبت کنید٬ و بعد از ثبت سایت شما از موتورهای جستجو نمایش داده میشه. برای این کار می تونید از لینک زیر استفاده کنید و خیلی ساده وب خودتون رو تو ۱۵۰ موتور جستجو ثبت کنید. http://p30parsi.parsaspace.com/file-html/150%20motor.html لینک رو که بزنید یه صفحه مثل این جلوی روی شما قرار میگیره:
ثبت وبلاگ در 150 موتور جستجوی مشهور free free free free free free آدرس سايت و يا وبلاگ را وارد كنيد
آدرس ايميل خود را در زير وارد نماييد
قبل از تثبيت اطمينان حاصل كنيد كه سايت شما آنلاين باشد . سپس يك ايميل وارد كنيد چون برخي از موتورهاي جستجو براي تثبيت از شما ايميل ميخواهند . پس از اتمام تثبيت به ايميل خود برويد.اتثبيت ممكن است چند دقيقه به طول بيانجامد پس در اين مدت صبور باشيد تا تثبيت تمام شود
موفق باشید.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 23:30 توسط سیماوحميد |
|
|
سلام.
پيشنهادميكنم حتما اين مطلبو بخونيد تا دلايل قانع كننده اي جهت عدم قبولي دركنكور براي والدين خود داشته باشيد.!
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هفتم شهریور 1388ساعت 21:5 توسط سیماوحميد |
|
|
مــــــــــادر ای آئـیـنه تنـــهایـــی ام
روشنـی بخش شب یلـــــدایـی ام ای فــــــروغ چشمهای خستــــگی ای نشان پاکــــــی و دلبـستــــگی بی تو مرغـی در قفس افتــــاده ام خستــه بالـــم از نفس افتــــاده ام کاشکـــــــی می امـــــدی از دورها می دمیــــــــدی در دل من شـورها خنده بر لبهای من خشکیده است اسمان در چشـم من باریده است خسته ام از روزهـــــــای انتـــــظار افتـــــــاب ارزوی مــــــن بــــــبـــــار |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هفتم شهریور 1388ساعت 7:56 توسط سیماوحميد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام ما سيما و حميد از اينكه به وبلاگمون اومديد و بانظراي خوشگلتون خوشحالمون ميكنيد،ممنونيم....
اميدواريم از مطالب وبمون خوشتون بياد. نظريادتون نره لطفا |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1388 شهریور 1388 |
|
RSS
|